ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1613
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پادشاه در حال مستى مرتكب كارهاى وحشتانگيز مىشد ، و خونها مىريخت ، اما هرگز كسى يا كسانى او را مسموم نكردند . و آنچه در نهان قلبش را مىفشرد و درونش را جريحهدار مىساخت پشيمانى او از تلخ كاميهايى بود كه پس از سپرى شدن مستى و بازگشتن به حال طبيعى از ارتكاب چنان تبه كاريها و خونريزيها بر او عارض مىشد . بارى ، شايعهء مسموم كردن پادشاه حقيقت نداشت ، و بيهوده و ناروا بر سر زبانها افتاده بود ، با وجود اين اگر كاملا وى را معاينه مىكردند شايد آثار مسموميت را در او مىديدند . اين دو خواجهء جاهمند ، و دو پزشك ناماور پس از پايان يافتن گفتگوهاشان با ديگر وزيران و بزرگان دربار ديدار كردند ، و بىآنكه از آنچه ميانشان رفته بود سخن بگويند به آنان گفتند اكنون كه پادشاه بىآنكه وصيّت و جانشينى براى خود معين كند درگذشته ، بايد پيش از آنكه مردم و سپاهيان از اين حادثهء غمانگيز آگاه گردند و آشوب و فتنه برخيزد ، درباريان و بزرگان در محلى فراهم آيند و جانشين شاه را انتخاب كنند . حاضران نيز نظر آنان را تصديق و تحسين كردند و همراى شدند به منظور اتخاذ تصميم در اين مورد محرمانه در محلى كه هيچ كس حتى بستگان و خويشان نزديكشان از نيّت آنان با خبر نشوند فراهم آيند . پس از مشورت براى جمع آمدن جايى را انتخاب كردند كه درست برابر عمارتى بود كه شاه پيش از مردن در آن به حال بيمارى افتاده بود . همان جا كه هر زمان پادشاه به ييلاق يا به سفر مىرفت بزرگان دربار هر روز ساعت هفت صبح در آن جا جمع مىآمدند و به مشورت مىنشستند . بزرگان دربار كه همه از مرگ شاه هنوز بىخبر مانده بودند بىتشويش خاطر در آنجا در يكى از خيمههاى كوچك كه معمولا تا آمدن شاه و اصغاى فرمانهاى ملوكانه مىنشستند و به مشورت در امور جارى كه به اجازهء شاه احتياج نداشت مىپرداختند قرار گرفتند . به منظور اينكه چگونگى خيمه و خرگاه سلطنتى و وضع آن در خاطرها مجسم گردد چنان كه در فصل مربوط به تفصيل سازمانهاى دولت ايران مندرج در صفحات 482 مجلد پنجم آوردهام دگربار توضيح مىدهم هنگامى كه شاه به سفر مىرود